ترجمه "contusione" به فارسی

اسیب, جراحت, غبن بهترین ترجمه های "contusione" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Tranne qualche leggera contusione e bruciatura, sono rimasto illeso. ↔ به جز چند جراحت و کبودي

contusione noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسیب

    noun
  • جراحت

    noun

    Tranne qualche leggera contusione e bruciatura, sono rimasto illeso.

    به جز چند جراحت و کبودي

  • غبن

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • کبودی
    • کوفتگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " contusione " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Contusione
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترومای غیرنافذ

    lesione conseguenza di un trauma diretto, la cui forza vulnerante non è sufficiente a provocare una discontinuità dei tessuti biologici .

عباراتی شبیه به "contusione" با ترجمه به فارسی

  • آسيبهاي تروماتيك · ضایعهها · ضربه · لیژنها
اضافه کردن

ترجمه های "contusione" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Rilevate contusioni molteplici.
کوفتگی های گوناگون تشخیص داده شد!
Quando i soldati romani colpivano ripetutamente e con violenza il dorso della vittima, le palline di ferro provocavano profonde contusioni, e le strisce di cuoio e gli ossi di pecora laceravano la pelle e i tessuti sottocutanei.
سربازان رومی مکرّراً و با تمام قدرت این شلاق را بر پشت قربانی فرود میآوردند و با هر ضربه گلولههای آهنی باعث کبودیهای عمیق میشد و تسمههای چرمی و استخوانهای گوسفند، پوست و بافتهای زیرجلد را پاره میکرد.
La sua fidanzata aveva diverse contusioni.
روي نامزدتون آثار کبودي پيدا کردن
Ha qualche contusione, qualche graffio, e'un po'disidratato...
خب ، کبودي و خراش داره ، و يه مقدار دچار کم آبي شده.
Ha una contusione sulla fronte.
پیشانیش ضربه خورده