ترجمه "cornice" به فارسی
cahâr-cub, qâb, qâb-e ʼaks بهترین ترجمه های "cornice" به فارسی هستند.
cornice
noun
feminine
دستور زبان
Telaio usato per per racchiudere e dare risalto a quadri, fotografie, specchi... [..]
-
cahâr-cub
-
qâb
-
qâb-e ʼaks
-
ترجمه های کمتر
- تاقچه
- رف
- طاقچه
- فلات قاره
- قاب
- قاب عکس
- قرنیز
- لبه
- نقاب برفی
- چارچوب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cornice " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cornice"
عباراتی شبیه به "cornice" با ترجمه به فارسی
-
قاب شی غیر محدود
-
قاب نوشته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن