ترجمه "corsivo" به فارسی
مورب, خط شکسته, خط معمولی بهترین ترجمه های "corsivo" به فارسی هستند.
corsivo
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
مورب
-
خط شکسته
nounun qualche corsivo irregolare da mia madre.
خط شکسته و درهم مادرم.
-
خط معمولی
noun -
سبک خوابیده
stile tipografico
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corsivo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن