ترجمه "costituire" به فارسی
برقرار کردن, تاسیس کردن, تشکیل دادن بهترین ترجمه های "costituire" به فارسی هستند.
costituire
verb
دستور زبان
Preparare il terreno per; avviare. [..]
-
برقرار کردن
verbLa maggioranza non riconosce il governo celeste che Dio ha costituito.
بسیاری این حکومت آسمانی را که خدا برقرار کرده است قبول ندارند.
-
تاسیس کردن
verb -
تشکیل دادن
verb
-
ترجمه های کمتر
- دربرداشتن
- کاندید کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " costituire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "costituire" با ترجمه به فارسی
-
مدل کوارک
-
اجزا ثانوي گياه · تركيبات ثانوي گياه · فراوردههاي ثانوي گياه · متابولیتهای ثانویه
-
آمیخته · ترکيب شده · مرکب · همساخته
-
مجلس مؤسسان
-
پیشخدمت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن