ترجمه "costituito" به فارسی
آمیخته, مرکب, همساخته بهترین ترجمه های "costituito" به فارسی هستند.
costituito
adjective
verb
masculine
دستور زبان
Formato, composto di determinati elementi.
-
آمیخته
adjective -
مرکب
adjectiveQuesto abalone è un materiale biocomposto costituito al 98 per cento della massa da carbonato di calcio e al due per cento da proteine.
این صدف آبالون یک مادۀ بیوکامپوزیت (مادۀ مرکب زیست سازگار) است که ۹۸ درصد کلسیم کربنات فشرده و دو درصد پروتئین فشرده است.
-
همساخته
adjective -
ترکيب شده
adjective masculineFormato, composto di determinati elementi.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " costituito " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "costituito" با ترجمه به فارسی
-
مدل کوارک
-
اجزا ثانوي گياه · تركيبات ثانوي گياه · فراوردههاي ثانوي گياه · متابولیتهای ثانویه
-
برقرار کردن · تاسیس کردن · تشکیل دادن · دربرداشتن · کاندید کردن
-
مجلس مؤسسان
-
پیشخدمت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن