ترجمه "critica" به فارسی
enteqâd, irâd, نقدگرایی بهترین ترجمه های "critica" به فارسی هستند.
critica
noun
adjective
verb
feminine
دستور زبان
-
enteqâd
-
irâd
-
نقدگرایی
attività che consiste nell'analisi e nella valutazione oggettiva di qualunque situazione
-
ترجمه های کمتر
- انتقاد
- مرور
- نقد
- نقد ادبی
- نکوهش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " critica " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "critica" با ترجمه به فارسی
-
جرم بحرانی
-
تحلیل مسیر بحرانی
-
bohrâni · montaqed · نقد · نقدگر
-
نقطه بحرانی · نقطه بحرانی (ریاضیات)
-
نقد فیلم
-
سیستم های نرم افزاری بحرانی
-
اندیشه انتقادی
-
گونه در معرض انقراض
اضافه کردن مثال
اضافه کردن