ترجمه "criticare" به فارسی
enteqâd kardan, nokté gerefan, انتقاد کردن بهترین ترجمه های "criticare" به فارسی هستند.
criticare
verb
دستور زبان
Esprimere critiche negative.
-
enteqâd kardan
-
nokté gerefan
-
انتقاد کردن
verbI radiologi furono a loro volta criticati perché si riteneva proteggessero i loro interessi.
رادیولوژِیستها به نوبه خود برای محافظت از منافع مالی خود انتقاد کردند.
-
ترجمه های کمتر
- عیبجویی کردن
- انتقادکردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " criticare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "criticare" با ترجمه به فارسی
-
جرم بحرانی
-
تحلیل مسیر بحرانی
-
enteqâd · irâd · انتقاد · مرور · نقد · نقد ادبی · نقدگرایی · نکوهش
-
bohrâni · montaqed · نقد · نقدگر
-
نقطه بحرانی · نقطه بحرانی (ریاضیات)
-
نقد فیلم
-
سیستم های نرم افزاری بحرانی
-
اندیشه انتقادی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن