ترجمه "criticone" به فارسی
عیبجو, فاحشه, منقد بهترین ترجمه های "criticone" به فارسی هستند.
criticone
noun
masculine
دستور زبان
-
عیبجو
noun -
فاحشه
noun -
منقد
noun -
نق نقو
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " criticone " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن