ترجمه "cucina" به فارسی
آشپزخانه, tabkh, âshpaz-khâné بهترین ترجمه های "cucina" به فارسی هستند.
cucina
noun
verb
feminine
دستور زبان
Un insieme specifico di tradizioni e pratiche di cucina, spesso associate a una specifica cultura.
-
آشپزخانه
nounspazio usato principalmente per la preparazione e conservazione del cibo
Ho aiutato mia madre a pulire la cucina.
در تمیز کردن آشپزخانه به مادرم کمک کردم.
-
tabkh
-
âshpaz-khâné
-
ترجمه های کمتر
- خوراک
- دست پخت
- روش آشپزی
- غذا
- مطبخ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cucina " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cucina"
عباراتی شبیه به "cucina" با ترجمه به فارسی
-
آشپزخانه کوچک
-
pokhtan · tabbâkhi kardan · âshpazi kardan · آشپزی · حاضر کردن · مهیا کردن · پخت و پز · پختن
-
ظروف آشپزخانه
-
ضایعات غذایی · پسماندههای غذایی
-
پلانتینها
-
اجاقها · خوراكپزها
-
اجاق الکتریکی
-
چربیهای آشپزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن