ترجمه "cucciolo" به فارسی

توله, sag-tulé, توله سگ بهترین ترجمه های "cucciolo" به فارسی هستند.

cucciolo noun masculine دستور زبان

Prole di un animale (utilizzato anche per riferirsi agli esseri umani in alcune lingue).

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • توله

    noun

    Ma la discesa può rappresentare una sfida per i cuccioli.

    اما پایین آمدن میتواند برای توله خرسها چالش برانگيز باشد.

  • sag-tulé

  • توله سگ

    noun masculine

    Non fa altro che fissarla con quegli occhi da cucciolo smarrito.

    اون هميشه مثل يه توله سگ گمشده بهش زل ميزنه.

  • ترجمه های کمتر

    • تازه کار
    • نوچه
    • کُره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cucciolo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Cucciolo proper masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

"Cucciolo" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cucciolo در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "cucciolo"

اضافه کردن

ترجمه های "cucciolo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه