ترجمه "cucchiaio" به فارسی
قاشق, چمچه, qâshoq بهترین ترجمه های "cucchiaio" به فارسی هستند.
cucchiaio
noun
masculine
دستور زبان
Piccolo cucchiaio usato per mescolare il contenuto di una tazza o di un bicchiere.
-
قاشق
nounIl bebè non può ancora usare un cucchiaio.
این بچه هنوز فادر نیست از قاشق استفاده کند.
-
چمچه
noun -
qâshoq
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cucchiaio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cucchiaio"
عباراتی شبیه به "cucchiaio" با ترجمه به فارسی
-
قاشق
-
قاشق غذاخوری
-
خمکردن قاشق
-
قاشق چوبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن