ترجمه "cuocere" به فارسی

پختن, pokhtan, پخته بهترین ترجمه های "cuocere" به فارسی هستند.

cuocere verb دستور زبان

Sottoporre qualcosa al calore, solitamente del cibo. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پختن

    verb

    Normalmente ogni donna, avendo tante cose da cuocere, aveva bisogno di un forno tutto per sé.

    معمولاً هر زن برای پختن مایحتاج نان خانواده، تنوری مختص به خود احتیاج داشت.

  • pokhtan

  • پخته

    adjective particle

    Ma l’argilla non è un materiale forte, nemmeno quando è cotta.

    اما گِل حتی اگر بهخوبی پخته شود، باز هم مادهای قوی نیست.

  • ترجمه های کمتر

    • آشپزی
    • حاضر کردن
    • مهیا کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cuocere " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cuocere" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cuocere" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه