ترجمه "cuoio" به فارسی
چرم, carm, carni بهترین ترجمه های "cuoio" به فارسی هستند.
cuoio
noun
masculine
دستور زبان
-
چرم
nounmateriale ricavato dalla pelle degli animali
Consisteva di una tasca di cuoio o di tessuto a cui erano fissate due cinghie o corde.
این سلاح، قطعهای از چرم یا پارچه بود که دو بند بلند به آن متصل شده بود.
-
carm
noun masculine -
carni
-
پوست
noun masculineIl primo proiettile e'passato sotto il cuoio capelluto fin dove l'abbiamo trovato, alla base del collo.
اولين گلوله به زير پوست سرش خورده تا مقصد آخرش که ته گردن باشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cuoio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cuoio" با ترجمه به فارسی
-
تسمه · نوار
-
پوست خام
-
اسکالپ (پوست سر)
-
پوستها · چرمها و پوستها
-
صنعت چرم · صنعت چرمسازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن