ترجمه "cuore" به فارسی
دل, قلب, del بهترین ترجمه های "cuore" به فارسی هستند.
cuore
noun
masculine
دستور زبان
Organo muscoloso che pompa il sangue attraverso il corpo. [..]
-
دل
nounLa giovinezza dipende dal cuore e dall'umore, non dall'età.
جوانی به دل و خلق و خو بستگی دارد، نه به سن و سال.
-
قلب
nounsimbolo tipografico [..]
Gli occhi sono le finestre del cuore.
چشم چنجرهی قلب است.
-
del
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- qalb
- مهر
- مهربانی
- احشا
- بطنها
- جگر به عنوان غذا
- ريه به عنوان غذا
- زبان به عنوان غذا
- ساعت
- شكمبه به عنوان غذا
- قلب به عنوان غذا
- كليه به عنوان غذا
- مغز به عنوان غذا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cuore " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Cuore
Cuore (romanzo)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Cuore" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cuore در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "cuore"
عباراتی شبیه به "cuore" با ترجمه به فارسی
-
صدفماهیان
-
مغز درخت خرما · مغز سوخ خرما · مغز سوخ خرما (سبزی)
-
دوست دختر · دوستدختر
-
دل
-
دل سگ
-
ضربان قلب
-
از دل برود هرآنکه از دیده برفت
-
بایپس قلبی ریوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن