ترجمه "curare" به فارسی
darmân kardan, moʼâlejé kardan, ʼalâj kardan بهترین ترجمه های "curare" به فارسی هستند.
curare
verb
دستور زبان
Porre rimedio a una malattia con un trattamento medico o medicamentoso. [..]
-
darmân kardan
-
moʼâlejé kardan
-
ʼalâj kardan
-
ترجمه های کمتر
- خوب شدن
- خوب کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " curare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "curare" با ترجمه به فارسی
-
مراقبت از جانور دستآموز
-
محافظت کردن
-
movâzebat kardan
-
câré · darmân · davâ · eʼtenâ · movâzebat · moʼâlejé · shafâ · tavajjoh · ʼalâj · اعتنا · اندیشه قبلی · دارو · درمان · دور اندیشی · سرپرستی · شفا · شفا بخش · علاج · علاج بخش · قیمومیت · ملاحظه · پروا · چاره · کمک · گزیر
-
باغباني پرديسه · مراقبت از پرديسه · معماري پرديسه · نگهداري پرديسه · پردیسهسازی
-
ویرایش
-
تجهيزات محصوركردن دام · تجهيزات مراقبت دام · تجهیزات دامپروری
-
خلیفه · شبان · شعر روستایی · معاون · پیشوای روحانی · کشیش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن