ترجمه "curato" به فارسی

خلیفه, شبان, شعر روستایی بهترین ترجمه های "curato" به فارسی هستند.

curato adjective noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلیفه

    noun
  • شبان

    noun

    5 L’apostolo scrisse che gli anziani dovevano ‘pascere il gregge di Dio affidato alla loro cura’.

    ۵ پِطرُس رسول نوشت که پیران مسیحی ‹شبان گلّهٔ خدا هستند که به دستشان سپرده شده است.›

  • شعر روستایی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • معاون
    • پیشوای روحانی
    • کشیش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " curato " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "curato" با ترجمه به فارسی

  • مراقبت از جانور دستآموز
  • محافظت کردن
  • movâzebat kardan
  • câré · darmân · davâ · eʼtenâ · movâzebat · moʼâlejé · shafâ · tavajjoh · ʼalâj · اعتنا · اندیشه قبلی · دارو · درمان · دور اندیشی · سرپرستی · شفا · شفا بخش · علاج · علاج بخش · قیمومیت · ملاحظه · پروا · چاره · کمک · گزیر
  • باغباني پرديسه · مراقبت از پرديسه · معماري پرديسه · نگهداري پرديسه · پردیسهسازی
  • ویرایش
  • تجهيزات محصوركردن دام · تجهيزات مراقبت دام · تجهیزات دامپروری
  • darmân kardan · moʼâlejé kardan · ʼalâj kardan · خوب شدن · خوب کردن
اضافه کردن

ترجمه های "curato" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه