ترجمه "dado" به فارسی

تاس, طاس, câshni-e بهترین ترجمه های "dado" به فارسی هستند.

dado noun masculine دستور زبان

Un pezzo per serrare una vite filettata.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاس

    noun

    strumenti da gioco

    E poi avevamo il gioco dell'oca, in cui tiri il dado.

    و سپس ما یک بازی مار و پله داشتیم، که شما تاس می اندازید.

  • طاس

    noun
  • câshni-e

  • ترجمه های کمتر

    • sup
    • tâs
    • مهره
    • سر سکه
    • سرپیچ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dado " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "dado"

اضافه کردن

ترجمه های "dado" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه