ترجمه "depositi" به فارسی
مخازن, مخزن بهترین ترجمه های "depositi" به فارسی هستند.
depositi
verb
-
مخازن
I depositi erano vuoti e i granai dovevano essere demoliti.
مخازن خالی شده، انبارها محکوم به خرابی بودند.
-
مخزن
Pare che le grotte siano depositi di sorprendenti forme di vita, specie che non sapevamo esistessero prima.
معلوم شده که غارها مخزن اشکال شگفت انگیزی از حیات هستند، گونههایی که هرگز از وجودشان خبر نداشتیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " depositi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "depositi" با ترجمه به فارسی
-
be-amânat gozâshtan · sepordan · zakhiré kardan · انبار کردن · اندوختن · ذخیره کردن · سپرده
-
خاکهای رس گرداله سنگی
-
مخازن · مخزن
-
تجارت گذری
-
amânat
-
ambâr · makhzan · rosub · sepordé · zakhiré · انبار گمرک · ایستگاه راه آهن · بازخانه · درد · دپو · سپرده · صندوق تابوت · مخزن · مخزن مهمات · مرکزبازرگانی · پيشينه
-
نامهاي تجاري · نشانهای تجاری
-
الوارستانها · جایگاههای ذخیره الوار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن