ترجمه "deposito" به فارسی
ambâr, makhzan, rosub بهترین ترجمه های "deposito" به فارسی هستند.
deposito
noun
verb
masculine
دستور زبان
Consegnare un documento presso un ufficio o una pubblica autorità per farlo registrare (o riconoscere). [..]
-
ambâr
-
makhzan
-
rosub
-
ترجمه های کمتر
- sepordé
- zakhiré
- سپرده
- انبار گمرک
- ایستگاه راه آهن
- بازخانه
- درد
- دپو
- صندوق تابوت
- مخزن
- مخزن مهمات
- مرکزبازرگانی
- پيشينه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deposito " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "deposito" با ترجمه به فارسی
-
be-amânat gozâshtan · sepordan · zakhiré kardan · انبار کردن · اندوختن · ذخیره کردن · سپرده
-
خاکهای رس گرداله سنگی
-
مخازن · مخزن
-
تجارت گذری
-
amânat
-
مخازن · مخزن
-
نامهاي تجاري · نشانهای تجاری
-
الوارستانها · جایگاههای ذخیره الوار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن