ترجمه "dipartita" به فارسی
مرگ, موت, وفات بهترین ترجمه های "dipartita" به فارسی هستند.
dipartita
noun
particle
feminine
دستور زبان
-
مرگ
noun feminineE rivive quei momenti nella dipartita di Mercato.
و مرگ مرکاتو هم هر لحظه دوباره به جلوي چشماش مياد.
-
موت
noun feminine -
وفات
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dipartita " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dipartita" با ترجمه به فارسی
-
اظهار کردن · اواره بودن · اواره شدن · اواره کردن · سرگردان شدن · متعجب شدن · منحرف شدن · پرت شدن · پرسه زدن · پریشان گفتن · گشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن