ترجمه "dipendenza" به فارسی
اعتیاد, eʼtiyâd, vâbastegi بهترین ترجمه های "dipendenza" به فارسی هستند.
dipendenza
noun
feminine
دستور زبان
-
اعتیاد
nounalterazione del comportamento che da semplice o comune abitudine diventa una ricerca esagerata e patologica
Il problema è che queste sono dipendenze eccitanti.
مشکل این است که اینها اعتیاد به هيجان است.
-
eʼtiyâd
-
vâbastegi
-
ترجمه های کمتر
- جفتگری
- عدم استقلال
- وابستگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dipendenza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dipendenza" با ترجمه به فارسی
-
جزاير ساندويچ جنوبي · جزایر فالکلند · جورجياي جنوبي · كشورهاي غيرمستقل جزاير فالكلند · مالويناس
-
اعتیاد به کار
-
اعتیاد جنسی
-
نظریه وابستگی
-
اعتیاد به بازیهای رایانهای
-
همراهی آزادانه
-
اعتیاد رفتاری
-
وابستگی به بنزودیازپینها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن