ترجمه "equivalente" به فارسی
معادل, barâbar, moʼâdel بهترین ترجمه های "equivalente" به فارسی هستند.
equivalente
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
معادل
nounOgni secondo il Sole emana un’energia equivalente all’esplosione di molte centinaia di milioni di bombe nucleari.
این ستاره در هر ثانیه انرژیای معادل صدها میلیون بمب هستهای ساطع میکند.
-
barâbar
-
moʼâdel
-
ترجمه های کمتر
- برابر
- قابل توصیه
- مصلحتی
- مقتضی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " equivalente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "equivalente" با ترجمه به فارسی
-
تعادل پروتئين · نیتروژن قابل هضم
-
داروی ژنریک
-
اکیوالان
-
قطر هیدرولیک
-
دز معادل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن