ترجمه "equivalenza" به فارسی
برابری, تساوی, تعادل بهترین ترجمه های "equivalenza" به فارسی هستند.
equivalenza
noun
feminine
دستور زبان
-
برابری
noun11 In ebraico la parola “riscatto” indica la somma pagata per liberare un prigioniero e ha anche il senso di equivalenza.
۱۱ در زبان عبری، کلمهٔ «فدیه» به معنی مبلغی است که برای باز پس گرفتن یک اسیر پرداخت میشود و همچنین به معنی برابری است.
-
تساوی
noun -
تعادل
nounIl mondo imprenditoriale l'avrà certamente notato perché sta attraversando il punto di equivalenza del costo energetico.
جامعه های تجاری مسلما به این توجه کرده اند، چون در حال عبور از نقطه تعادل شبکه است.
-
ترجمه های کمتر
- معادله
- هم ارزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " equivalenza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "equivalenza" با ترجمه به فارسی
-
بهرهبرداری اراضی · بهرهبرداری از زمین · نسبت تعادل سرزمين · کاربری
-
نسبت تعادل سرزمين
-
رابطه همارزی
-
نقطه همارزی
-
اصل همارزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن