ترجمه "esercitare" به فارسی

tamrin kardan, اعمال کردن, تربیت کردن بهترین ترجمه های "esercitare" به فارسی هستند.

esercitare verb دستور زبان

Svolgere o eseguire un lavoro o una professione. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • tamrin kardan

  • اعمال کردن

    verb

    Geova aveva ordinato a Gedeone di ridurre il suo esercito da 32.000 a 300 unità, e Gedeone aveva ubbidito.

    یَهُوَه به جِدْعُون فرمان داده بود که ارتشش را از ۳۲٬۰۰۰ نفر به ۳۰۰ نفر تقلیل دهد و جِدْعُون مطیعانه به فرمان خدا عمل کرد.

  • تربیت کردن

    verb
  • نگه داشتن

    verb

    Esercitare od occupare un incarico o una funzione.

    Ho un esercito impegnato a tenermi in vita.

    من یه ارتش واسه زنده نگه داشتن خودم دارم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " esercitare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "esercitare" با ترجمه به فارسی

  • سازمان مجاهدین خلق ایران
  • artesh · lashgar · qoshun · sepâh · ارتش · ایل وتبار · جمعیت · دسته · سپاه · لشکر · لشگر · نظام · نیروهای مسلح · نیروی زمینی · گروه · گروه بیشمار
  • artesh · lashgar · qoshun · sepâh · ارتش · ایل وتبار · جمعیت · دسته · سپاه · لشکر · لشگر · نظام · نیروهای مسلح · نیروی زمینی · گروه · گروه بیشمار
اضافه کردن

ترجمه های "esercitare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه