ترجمه "esercito" به فارسی
ارتش, artesh, lashgar بهترین ترجمه های "esercito" به فارسی هستند.
esercito
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Grande forza militare, che viene utilizzata specialmente per le operazioni di terra. [..]
-
ارتش
nounI reami sono vinti con gli eserciti, ma gli imperi sono fatti dalle alleanze.
پادشاهی ها با پیروزی توسط ارتش به وجود میان ، ولی امپراطوری ها با اتحاد.
-
artesh
-
lashgar
-
ترجمه های کمتر
- qoshun
- sepâh
- سپاه
- لشکر
- لشگر
- نیروی زمینی
- ایل وتبار
- جمعیت
- دسته
- نظام
- نیروهای مسلح
- گروه
- گروه بیشمار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " esercito " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "esercito" با ترجمه به فارسی
-
بازرگان · دکاندار · سوداگر · فروشنده · پیشه ور · کاسب
-
سازمان مجاهدین خلق ایران
-
tamrin kardan · اعمال کردن · تربیت کردن · نگه داشتن
-
tamrin kardan · اعمال کردن · تربیت کردن · نگه داشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن