ترجمه "essere" به فارسی

بودن, است, budan بهترین ترجمه های "essere" به فارسی هستند.

essere verb noun masculine دستور زبان

Utilizzato per formare il modo passivo. (Indica che il soggetto assume il ruolo dell'oggetto.) [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بودن

    verb

    L'uomo può inventare tutto, tranne l'arte di essere felice.

    انسان می تواند هر چیزی را اختراع کند غیر از هنر یا فن خوشبخت بودن را.

  • است

    verb

    In tutti i giardini della mia città è vietato calpestare le aiuole.

    در تمامی باغ های شهر من رفتن بر روی گلکاری ها ممنوع است.

  • budan

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • bâshidan
    • hastan
    • moujud
    • vojud
    • باش
    • بود
    • هست
    • وجود
    • اتفاق افتادن
    • دربرداشتن
    • رخ دادن
    • روا کردن
    • شدن
    • فرتاش
    • مجاز کردن
    • مخلوق
    • موجود بودن
    • موجود زنده
    • موجودیت
    • موفق شدن
    • ندیده گرفتن
    • وارد شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " essere " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "essere"

عباراتی شبیه به "essere" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "essere" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه