ترجمه "etnia" به فارسی
قوميت, قبائل, قوم بهترین ترجمه های "etnia" به فارسی هستند.
etnia
noun
feminine
دستور زبان
-
قوميت
-
قبائل
-
قوم
noun feminineUn mese prima che avvenisse il furto, Riana aveva iniziato a studiare la Bibbia con due uomini di etnia tandroy.
یک ماه قبل از ماجرای دزدی، رین با دو نفر از قوم آنْتانْدرویی کتاب مقدّس را مطالعه میکرد.
-
ترجمه های کمتر
- قومیت
- گروههای قومی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " etnia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن