ترجمه "etnico" به فارسی
bumi, sonnati, نام اهلیت بهترین ترجمه های "etnico" به فارسی هستند.
etnico
adjective
masculine
دستور زبان
-
bumi
-
sonnati
-
نام اهلیت
nome per indicare un abitante di una località
-
قومی
adjective masculineEinstein credeva profondamente che la scienza dovesse trascendere le divisioni nazionali ed etniche.
انشتین عمیقا معتقد بود که دانش باید مانع اختلافات قومی و ملی باشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " etnico " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "etnico"
عباراتی شبیه به "etnico" با ترجمه به فارسی
-
قبائل · قوميت · گروههای قومی
-
رفتار فرهنگی · رفتار قومي
-
پاکسازی قومی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن