ترجمه "fama" به فارسی
نام, شهرت, shohrat بهترین ترجمه های "fama" به فارسی هستند.
fama
noun
feminine
دستور زبان
-
نام
nounLa linea trasportava il segnale telefonico che avrebbe poi dato la fama a Bell.
این خط سیگنالهای تلفن را انتقال می داد که بعدا" به نام بل نامگذاری شد.
-
شهرت
nounSia io che Cheri abbiamo trovato qualcosa di meglio di fama e bellezza.
شِری و من، هر دو، چیزی بس بهتر از شهرت یافتهایم.
-
shohrat
-
ترجمه های کمتر
- آوازه
- ابرو
- اشتهار
- معروفیت
- نامْوَر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fama " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fama" با ترجمه به فارسی
-
اعتصاب غذا · اعتصاب غذاى زندانيان و غيره
-
تنگی نفس
-
گرسنگي (فيزيولوژي)
-
از گرسنگی مردن
-
تالار مشاهیر
-
gorosnegi · اشتها · بياشتهايي · تشنگی · سيري · عطش · قحطی · گرسنگي · گرسنگی
-
پیادهروی شهرت هالیوود
-
گرسنگی (مشکل اجتماعی-اقتصادی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن