ترجمه "fame" به فارسی
گرسنگی, قحطی, gorosnegi بهترین ترجمه های "fame" به فارسی هستند.
fame
noun
feminine
دستور زبان
Necessità di cibo.
-
گرسنگی
noun feminineAltre centinaia di milioni sono morte per fame e malattia.
صدها میلیون نفر دیگر در اثر گرسنگی و بیماری جان سپردهاند.
-
قحطی
noun feminineVenni deportato in Uganda, dove la crisi economica aveva messo tutti a rischio di morire di fame.
به اوگاندا بازگردانده شدم، جایی که در نتیجه محرومیت اقتصادی همه در خط قحطی بودند.
-
gorosnegi
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- اشتها
- بياشتهايي
- تشنگی
- سيري
- عطش
- گرسنگي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fame " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fame" با ترجمه به فارسی
-
اعتصاب غذا · اعتصاب غذاى زندانيان و غيره
-
تنگی نفس
-
گرسنگي (فيزيولوژي)
-
از گرسنگی مردن
-
تالار مشاهیر
-
shohrat · آوازه · ابرو · اشتهار · شهرت · معروفیت · نام · نامْوَر
-
پیادهروی شهرت هالیوود
-
گرسنگی (مشکل اجتماعی-اقتصادی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن