ترجمه "fascino" به فارسی
jazzâbiyat, افسون, التماس بهترین ترجمه های "fascino" به فارسی هستند.
fascino
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
jazzâbiyat
-
افسون
noun masculineNon ti serve davvero la compassione, se puoi avere fascino e un bell'aspetto.
واقعا به رحم و شفقت نیاز نداری وقتی که میتونی با افسون و قیافه خوب جلو بری ؟
-
التماس
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- طلسم
- فریب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fascino " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fascino
Fascino (film 1944)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Fascino" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fascino در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "fascino" با ترجمه به فارسی
-
اشعه تابشی
-
مبدل حرارتی پوسته و لوله
-
حواصیل ببری نواردار
-
فاسیا
-
شیرازه
-
بيد آرد هندي · پلودیا انترپونکتلا
-
دسته کردن · فشردن
-
اشعه تابشی · بافه · بسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن