ترجمه "fascio" به فارسی
بافه, اشعه تابشی, بسته بهترین ترجمه های "fascio" به فارسی هستند.
fascio
noun
masculine
دستور زبان
-
بافه
noun masculine -
اشعه تابشی
noun masculine -
بسته
noun masculineGesù prosegue: “Andò da lui e fasciò le sue ferite, versandovi sopra olio e vino.
عیسی در ادامه گفت: «به او نزدیک شد، بر زخمهایش روغن و شراب ریخت و آنها را بست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fascio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fascio" با ترجمه به فارسی
-
اشعه تابشی
-
مبدل حرارتی پوسته و لوله
-
حواصیل ببری نواردار
-
فاسیا
-
شیرازه
-
بيد آرد هندي · پلودیا انترپونکتلا
-
دسته کردن · فشردن
-
dasté-tabaqé · navâr · qondâq · بند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن