ترجمه "fattibile" به فارسی

شدنی, ممكن, maqdur بهترین ترجمه های "fattibile" به فارسی هستند.

fattibile adjective masculine دستور زبان

Che può essere fatto con mezzi disponibili e in circostanze che si presentano.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شدنی

    adjective

    Credo quindi che sia assolutamente fattibile che la felicità non costi alla terra.

    و من فکر میکنم که حقیقتا راهی انجام شدنی برای شادی است بدون هزینه برای زمین.

  • ممكن

    adjective
  • maqdur

  • ترجمه های کمتر

    • امکان پذي
    • امکان پذیر
    • میسر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fattibile " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fattibile" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه