ترجمه "fatto" به فارسی
ettefâq, voquʼ, vâqeʼé بهترین ترجمه های "fatto" به فارسی هستند.
fatto
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Osservazione vera. [..]
-
ettefâq
-
voquʼ
-
vâqeʼé
-
ترجمه های کمتر
- ʼamal
- رویداد
- کار
- کردار
- اخبار
- اعمال
- تازهها
- حادثه
- خسته
- رخداد
- فاکت
- واقعه
- وجود مسلم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fatto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fatto" با ترجمه به فارسی
-
savâr kardan
-
cehré · qiyâfé · surat · تراش · رخ · رو · روی · صورت · صورت کوچک · ظاهر · مفصل · منظر · نگاه · وجه (هندسه) · چهره
-
قدرت
-
جولان دادن · خودنمایی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن