ترجمه "femminile" به فارسی

مؤنث, ماده, زنان بهترین ترجمه های "femminile" به فارسی هستند.

femminile adjective masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مؤنث

    noun

    Forse i pali sacri rappresentavano l’elemento femminile e le colonne sacre erano simboli fallici.

    اَشیرهها ممکن است مظهر عنصر مؤنث و تماثیل احتمالاً مظهر آلت تناسلی مرد بوده است.

  • ماده

    adjective masculine

    Lui è carino come mamma nella sua forma femminile.

    بنظرم در فورم ماده، واقعاً یک مادر با مزه ایست.

  • زنان

    noun masculine

    Al giorno d'oggi ci sono dozzine di stilisti concentrati sull'abbigliamento femminile in iran.

    این روزها دهها طراح مد با تمرکز بر لباس زنان در ایران مشغول به کار هستند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " femminile " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "femminile" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "femminile" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه