ترجمه "fermare" به فارسی

بازداشتن, نگه داشتن, bâz-dâshtan بهترین ترجمه های "fermare" به فارسی هستند.

fermare verb دستور زبان

Causare l'arresto (ad esempio, di una macchina o un motore). [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازداشتن

    verb
  • نگه داشتن

    verb

    Hanno fermato un'auto e dicono che l'autista è un senatore.

    يه ماشين رو نگه داشتن که ميگن راننده يه سناتوره.

  • bâz-dâshtan

  • motevaqqef kardan

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fermare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fermare" با ترجمه به فارسی

  • bar-qarâr · istâdé · matin · mohkam · motevaqqef · pâ-barjâ · pây-dâr · râked · sâbet · بازداشتگاه · توقیف · ثابت قدم · حبس · خیره · قفل · پابرجای
  • سربازگیری
  • به شرطی که
  • نقطه
  • ایستگاه اتوبوس
  • انریکو فرمی
  • خشکی
  • istgâh · ایست · ایستگاه · ایستگاه اتوبوس
اضافه کردن

ترجمه های "fermare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه