ترجمه "fermarsi" به فارسی

ایستادن, istâdan, tavaqqof kardan بهترین ترجمه های "fermarsi" به فارسی هستند.

fermarsi verb دستور زبان

Smettere di muoversi. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایستادن

    verb

    Forse il suo fisico è al limite della resistenza — sfinito, accaldato, disidratato — ma è così vicino al traguardo che non vuole assolutamente fermarsi.

    بدن او ممکن است دیگر طاقت نداشته و به خستگی، برافروختگی و بیآبی دچار شده باشد، اما در چند قدمی خط پایان موقع ایستادن نیست.

  • istâdan

  • tavaqqof kardan

  • ترجمه های کمتر

    • ماندن
    • ادامه ندادن
    • بس کردن
    • دست کشیدن
    • موقوف شدن
    • گرفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fermarsi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fermarsi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fermarsi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه