ترجمه "figliolo" به فارسی

پسر, nur-cashmi, بچه شیر بهترین ترجمه های "figliolo" به فارسی هستند.

figliolo noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پسر

    noun

    Scusami, figliolo, ma la testa di tuo padre potrebbe essere su una picca molto presto.

    شرمنده پسر ، ولي کله پدرت ممکنه به زودي روي يه سرنيزه باشه.

  • nur-cashmi

  • بچه شیر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • زاد
    • فرزند جان
    • معشوق
    • مولود
    • ولد
    • پسر بچه
    • پسرم
    • پسرک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " figliolo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "figliolo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه