ترجمه "figura" به فارسی
naqsh, qâmat, shekl بهترین ترجمه های "figura" به فارسی هستند.
figura
noun
verb
feminine
دستور زبان
Rappresentazione dettagliata di una persona o di un oggetto tracciata con matite pastelli e simili.
-
naqsh
-
qâmat
-
shekl
-
ترجمه های کمتر
- تشریح
- ساختمان بدن
- سازمان بدن
- شرح حال
- شکل
- کالبد
- کالبدشناسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " figura " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "figura" با ترجمه به فارسی
-
فرم آزاد
-
تندیسک
-
آرایههای ادبی · آرایهٔ ادبی
-
شخص مرجع
-
اسکیت نمایشی
-
جدول اعداد
-
اسکیتباز نمایشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن