ترجمه "fila" به فارسی

radif, saf, صف بهترین ترجمه های "fila" به فارسی هستند.

fila noun verb feminine دستور زبان

Sequenza di persone in attesa.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • radif

  • saf

  • صف

    noun feminine

    Eravamo nel negozio e c'erano tre o quattro persone in fila davanti a noi alla cassa.

    داخل فروشگاهی بودیم، و سه یا چهار نفر جلوتر از ما در صف بودند در صندوق پرداخت خروجی.

  • ردیف

    noun feminine

    Quindi sovrasterebbe il palcoscenico, forse fino alla quarta fila del pubblico.

    بنابراین از صحنه اینجا بزرگتر خواهد بود— شاید تا ردیف چهارم برسد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fila " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fila"

عباراتی شبیه به "fila" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fila" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه