ترجمه "filtrazione" به فارسی
پالایش, تصفیه, صافش بهترین ترجمه های "filtrazione" به فارسی هستند.
filtrazione
noun
feminine
دستور زبان
-
پالایش
nounPer esempio la stima della velocità di filtrazione glomerulare, o GFR.
در نظر بگیرید برآورد میزان پالایش کلافچه های کلیوی یا به اصطلاح GFR رو.
-
تصفیه
noun feminine -
صافش
noun feminine -
فیلتراسیون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " filtrazione " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "filtrazione" با ترجمه به فارسی
-
ریزپالایش · ریزپالایی · میکروصافش
-
ریزپالایش · ریزپالایی · میکروصافش
-
پالايش غشايي
-
کروماتوگرافى ژل تراوا · کروماتوگرافی ژل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن