ترجمه "filtri" به فارسی
پالایهها, صافیها, فیلترها بهترین ترجمه های "filtri" به فارسی هستند.
filtri
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
پالایهها
-
صافیها
-
فیلترها
La maggior parte delle persone usa questi filtri del tutto inconsciamente.
اکثریت مردم کاملا" از وجود این فیلترها ناآگاهند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " filtri " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "filtri" با ترجمه به فارسی
-
صافی با ساختار
-
زمینه فیلتر
-
محدوده فیلتر
-
قهوه جوش
-
sâfi · جرعه · صافی · طلسم عشق · فیلتر · نثرت
-
نقش زنی ضد اسپم
-
فیلتر هیدرولیک
-
تقسیم کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن