ترجمه "finire" به فارسی
تمام کردن, تمام شدن, tamâm kardan بهترین ترجمه های "finire" به فارسی هستند.
finire
verb
دستور زبان
Far finire qualche cosa. [..]
-
تمام کردن
verbCompletare qualcosa, portare qualcosa a compimento.
Naomi ha appena finito di lavorare.
همین الآن نااومی کارش را تمام کرد.
-
تمام شدن
verbCol finire dell'estate, finì anche l'entusiasmo per la tela.
با تمام شدن تابستان هيجان مربوط به تار عنکبوت هم تمام شد.
-
tamâm kardan
-
ترجمه های کمتر
- ادامه ندادن
- بس کردن
- ختم کردن
- دست کشیدن
- مصرف کردن
- موقوف شدن
- پايان يافتن
- گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " finire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "finire" با ترجمه به فارسی
-
tamâm · انجام شده · وقوع یافته
-
مقدر
-
ماشین های تعین پذیر حالات متناهی
-
گروه متناهی
-
روش حجم محدود
-
مجموعه متناهی
-
روش تفاضل محدود
-
تفاضل محدود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن