ترجمه "finito" به فارسی
tamâm, انجام شده, وقوع یافته بهترین ترجمه های "finito" به فارسی هستند.
finito
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
tamâm
-
انجام شده
adjectiveQuando avremo finito, avremo un nostro piccolo esercito.
وقتي کارمون انجام شد ، يه ارتش کوچيک از افراد خودمون رو داريم.
-
وقوع یافته
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " finito " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "finito" با ترجمه به فارسی
-
tamâm kardan · ادامه ندادن · بس کردن · تمام شدن · تمام کردن · ختم کردن · دست کشیدن · مصرف کردن · موقوف شدن · پايان يافتن · گرفتن
-
مقدر
-
ماشین های تعین پذیر حالات متناهی
-
گروه متناهی
-
روش حجم محدود
-
مجموعه متناهی
-
روش تفاضل محدود
-
تفاضل محدود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن