ترجمه "fino" به فارسی
tâ, تا بهترین ترجمه های "fino" به فارسی هستند.
fino
adjective
adposition
masculine
دستور زبان
-
tâ
-
تا
noun adpositionTom mi ha seguito fino a casa.
تام مرا تا خانه دنبال کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fino " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fino" با ترجمه به فارسی
-
موفق · کامگار
-
با هدف
-
با هدف
-
پایان جهان
-
elâ · tâ · تا
-
از نفس افتاده
-
پایان ابدیت
-
entehâ · farjâm · hadaf · khatm · khâtemé · nahâyat · nâzok · nâzoks karif · pâyân · raqiq · zarif · zibâ · آخر · انتها · انهدام · باهوش · تخریب · تصمیم · تنک · جهت · خرابی · عزم · قصد · مرام · مرگ · مقصود · منظور · نازک · نیت · هدف · ویرانی · پایان · پیشنهاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن