ترجمه "finta" به فارسی
خدعه, فریب, وانمود بهترین ترجمه های "finta" به فارسی هستند.
finta
noun
adjective
verb
feminine
دستور زبان
La chiusura o una serie di bottoni nella parte posteriore dei pantaloni.
-
خدعه
noun -
فریب
noun -
وانمود
nounFacevamo finta che la carne che c'era dentro fosse pollo.
وانمود ميکرديم که گوشتي که داخلشه ، گوشت مرغه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " finta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "finta" با ترجمه به فارسی
-
انگشت ماشهای
-
انگشت
-
masnuʼi · sâkhtegi · با ریا · سالوس
-
Fingerfood
-
وانمود كردن
-
vânemud kardan · بهانه کردن · تظاهر کردن · شباهت داشتن به · وانمود كردن · وانمود کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن