ترجمه "finger" به فارسی
انگشت ترجمه "finger" به فارسی است.
finger
-
انگشت
noununità di lunghezza
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " finger " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "finger" با ترجمه به فارسی
-
انگشت ماشهای
-
خدعه · فریب · وانمود
-
masnuʼi · sâkhtegi · با ریا · سالوس
-
Fingerfood
-
وانمود كردن
-
vânemud kardan · بهانه کردن · تظاهر کردن · شباهت داشتن به · وانمود كردن · وانمود کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن