ترجمه "fingere" به فارسی

vânemud kardan, بهانه کردن, تظاهر کردن بهترین ترجمه های "fingere" به فارسی هستند.

fingere verb دستور زبان

Far credere quello che in realtà non è.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • vânemud kardan

  • بهانه کردن

    verb
  • تظاهر کردن

    verb

    Sai, tutto questo far finta di odiarmi sta diventando stupido.

    ميدونيف اين کارات براي تظاهر کردن به اينکه از من متنفري ، يه کم داره لوس ميشه ديگه.

  • ترجمه های کمتر

    • شباهت داشتن به
    • وانمود كردن
    • وانمود کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fingere " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fingere" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fingere" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه