ترجمه "fiume" به فارسی

رود, رودخانه, دریا بهترین ترجمه های "fiume" به فارسی هستند.

fiume noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رود

    noun

    corso d'acqua naturale

    I sacerdoti che portano l’arca del patto vanno fino al centro del fiume asciutto.

    کاهِنان که صندوق عهد را حمل میکنند، درست تا وسط رود خشک میروند.

  • رودخانه

    noun

    Lui nuota nel fiume.

    او در رودخانه شنا میکند.

  • دریا

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • نهر
    • nahr
    • rudkhâné
    • rudkhåne
    • rud
    • رودخونه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fiume " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fiume"

عباراتی شبیه به "fiume" با ترجمه به فارسی

  • یانگتسه کیانگ
  • رودخانه فرات
  • رودخانه مکونگ
  • کازورینا کونینگهامیانا
  • آبگاوميش · بوبالوس · گاوميشسانان · گاوميشها · گاوميشهاي رودخانه · گاوميشهاي گورابي · گاوميشهای آسيايی · گاومیشهای آبی
  • جويبارها · رودخانهها · رودها · ريزابهها
  • رودخانه سنگال
  • رودخانه گامبیا
اضافه کردن

ترجمه های "fiume" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه