ترجمه "fiumi" به فارسی
رودخانهها, جويبارها, رودها بهترین ترجمه های "fiumi" به فارسی هستند.
fiumi
noun
masculine
دستور زبان
-
رودخانهها
Quando il terzo angelo versa la sua coppa “nei fiumi e nelle fonti delle acque”, questi diventano sangue.
هنگامی که فرشتهٔ سوّم پیالهٔ خود را «بر رودخانهها و چشمهها» میریزد آنها به خون تبدیل میشوند.
-
جويبارها
-
رودها
Anche nel nostro mondo ci sono fiumi, alberi, leoni ed elefanti.
در دنیای ما هم رودها، درختان، شیرها و فیلها وجود دارند.
-
ريزابهها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fiumi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fiumi" با ترجمه به فارسی
-
یانگتسه کیانگ
-
رودخانه فرات
-
رودخانه مکونگ
-
کازورینا کونینگهامیانا
-
آبگاوميش · بوبالوس · گاوميشسانان · گاوميشها · گاوميشهاي رودخانه · گاوميشهاي گورابي · گاوميشهای آسيايی · گاومیشهای آبی
-
nahr · rud · rudkhâné · rudkhåne · دریا · رود · رودخانه · رودخونه · نهر
-
رودخانه سنگال
-
رودخانه گامبیا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن